منهاج سراج

70

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

تا ايشان را باسلام دعوت كند ، چون به بئر معونه رسيدند ، عامر طفيل با جمعى ناگاه بر ايشان زدند ، و همه را شهيد كردند ، مگر عمرو بن اميه ضميرى [ ( 1 ) ] را كه اسير كردند ، و بفداى سوگند ، او را عامر طفيل آزاد كرد چون عمرو بمدينه باز آمد ، دو تن از بنى عامر آمده بودند و اسلام آورده ، و عهد نامهء مصطفى عليه السّلام با خود برده ، عمرو ايشان را دريافت ، هر دو را بكشت ، چون پيغامبر را معلوم شد فرمود : كه بد كردى ، و بر عامر كه غدر كرده بود ، چهل بامداد ادعا كرد ، و هيچ كس بشومى آن غدر ، دولت اسلام درنيافت . غزوهء ذات الرقاع درين سال بود ، و غزوهء بدر ميعاد [ ( 2 ) ] درين سال بود و ام سلمه را مصطفى عليه السّلام و التحيه ، درين سال خواست ، و اللّه اعلم بالصواب . السنة الخامسه من الهجره اين سال را سنة الزلازل خوانند ، مصطفى عليه الصلاة و السلام ، درين سال به طرف دومة الجندل از حد روم برفت ، و غزوهء بنى المصطلق [ ( 3 ) ] ، درين سال بود ، و حديث افك افتادن دران غزوه بود ، عايشه رضى اللّه عنها در ان سفر به خدمت مصطفى عليه الصلاة و السلام بود ، بوقت كوچ از هودج به جهت تجديد وضو بيرون آمد ، چون فارغ شد ، باز آمد ، صحابه كوچ كرده بودند همانجا بيفتاد ، و چادر در سر كشيد ، صفوان به جهت ناقهء لشكر توقف كرده بودند او را در عقب خود نشاند ، لشكر [ ( 4 ) ] بمنزلگاه نزول كرده بود ، كه در رسيد ، چون منافقان آن بديدند ، هر كسى سخنى گفتند ، چون بمدينه آمدند ، عايشه رضى اللّه عنها ، اجازت خواست ، بخانهء پدر رفت ، مدت يك ماه برآمد ، عايشه را از آن تهمت كه ميگفتند خبر شد ، شب و روز ميگريست ، ناگاه مصطفى عليه السّلام به حجرهء ابو بكر رضى اللّه عنه آمد و وحى آمد در براءة او شانزده آيت . مصطفى ثابت و مسطح اثاثه ، و حمنه بنت جحش [ ( 5 ) ] ، عبد اللّه ابى را حد زد . پس در ماه

--> [ ( 1 ) ] طبرى : الضمرى [ ( 2 ) ] به اختلاف روايات : بدر الموعد ، بدر الاخره ، بدر الثانية ، بدر الوعده بدر الميعاد . [ ( 3 ) ] اصل : المصطق ، ولى آنچه در متن نوشته شد ، درستست . [ ( 4 ) ] اصل : از لشكر كه از زايد است . [ ( 5 ) ] نامهاى آنها در طبرى : مسطح بن اثاثه ، حسان بن ثابت ، حمنه بنت جحش ، كه در اصل حسان حك شده ، و حمه بنت جحش را نوشته‌اند .